شما می پرسید که حسین بن علی (ع) به دنبال
چه نوع حکومت دینی بود و آیا این یک حکوتِ
ممکن بود، آن حکومت دینی که سیدالشهدا در
راه آن شهید شد ، درست در قطب مقابل حکومت
دینی قلابی اموی و عباسی قرار می گرفت .
علی (ع) به محض آنکه بر سر کار آمد ،
معاویه را عزل کرد .
آن حکومت دینی که حسین (ع) می خواست
دوباره اقامه بشود ، همین حکومت بود .
حکومتی که حاکمش علی مصقله بن هویزه را که
از کارگزرانخودش بود، به جرم قوم و خویش بازی
در حکومت ، گوشمالی داد ، حکومتی که با
علاء بن زیاد ، یکی دیکر از مسئولین که
خانه ای اشرافی برای خود ساخت ، برخورد
کرد. حکومتی که وقتی منذر بن جارود، پارتی
بازی کرد حضرت او را کوبید.
حکومتی که وقتی عبدالله بن زمعه ، سهم
اضافی از اموال بیت المال برای خود خواست
، حضرت امیر او را پیش چشم مردم ، تحقیر
کرد.
حکومتی که وقتی عثمان بن حنیف حاکم بصره ،
در میهمانی سرمایه دارها شرکت کرد و فقط
در میهمانی شرکت کرد و بر سر سفره آنها
نشست ، او را به شدت توبیخ کرد .
حکومتی که وقتی ابن عباس ، پسر عموی خود
علی (ع) در حاکمیت خطا کرد ، او را در هم
کوبیدو گفت : به خدا سوگند ، با شمشیری تو
را خواهم زد که هر کس را با این شمشیر زدم
به جهنم رفت .
حکومتی که آهن گداخته به دست برادرش عقیل
نزدیک کرد چون سهم اضافی از بیت المال می
خواست ، حکومتی که ابوالاسود دوئلی را که
از اصحاب درجه یک خود علی ابن ابیطالب و
آدم صالح و شریفی بود ، از قضاوت عزل کرد
برای آنکه صدایش را در جلسه دادگاه بلند
کرده بود.
حکومتی که حسین (ع) به خاطرش شهید شد
حکومتی بود که اهل سازش و سستی نباشد ...
حکومتی که در آن افرادی که کار بلد نیستند
، شرعا حرام و ممنوع باشد که قبول مسئولیت
بکنند .
حضرت امیر (ع) فرمودند :فّهُوّ خائن ی عنی
کسانی که کار را نمی شناسند ولی مسئولیت
قبول می کنند خائن هستند.
برگرفته از مجموعه مباحث طرحی برای فردا
کتاب«حسین ;
عقل سرخ »