امروز  

 
 

« بسم الله الرّحمن و الرّحیم »

هنوز صدای « هَل مِن ناصِر یَنصُرَنی» از پاهای سنگ خورده حضرت رسول و صورتی که هر روز با خاکروبه و آشغال جاهلان شست و شو و گهگاه با شکمبه گوسفند پوشانده می شد می آید.

هنوز این صدای عظیم و تنها صدایی که از « حنجر و نای حقیقت» در طول تاریخ بلند شد: « آیا کسی است که مرا یاری کند» از بغض های شکافته شده نیمه شب امیر المؤمنان از نخلستان های مدینه و کوفه و از سرهای بریدة عاشوراییان به گوش می رسد و هنوز که هنوز است این پلک ها نمی تواند بی دغدغه و با مرور این کلمات خمینی عزیز« که نگذارید این انقلاب به دست نا محرمان بیفتد» و نایب او رهبر عزیزمان که « بعضی شب ها از تصور این که عده ای بیایند و دین جوانان با ایمان را ببرد خوابم نمی برد» بر هم گذاشته شود. آری پلک ها سخت و با مرور این جملات بر هم می آیند:

« از آقا و صاحبمان عنایت می طلبیم تا گاممان را نوازش دهد و بر ثابت قدمی ما بیا فزاید.      

... حرکتمان را آغاز می کنیم به امید آنکه مقبول درگاه دوستی افتد که سرآغاز بدون نامش و گام بی برای او هر چند فرسنگ ها بر داشته شود در ابتدای جاده ساکن مانده.

ایمیل : info@msha,ir

 
 
 

 
 

ثبت دامین جدید  Msha .ir

فیلمبرادری مجموعه  بچه های ساباط به پایان رسید.

اکران فیلم کوتاه هدیه آسمانی

پایان فیلمبرداری فیلم نیمه بلند شهید خدمتگزار

خاطرات ترک خورده (1)مجموعه خاطرات و دست نوشته های شهید حاج محمدحسین جعفری نسب آماده چاپ می باشد

 

 
© کلیه حقوق متعلق به موسسه شهیدان اهل قلم می باشد. | Design : S.Mojtaba