امروز  

 
 

ترانه والعصر

 

 آن روزگار که زمان سفره خویش را بر نزول آیه خسران و صبر والعصر پهن کرده بود آسمان با نگاهی نو مردمانی را که تازه پیشانی از سجده بر بت برداشته بودند را به تماشا نشسته بودند و چون آنان به هم می رسیدند دست در دست یکدیگر می فشردند و بر گوش هم این نجوا را زمزمه می کردند که «قسم به زمان انسان در خسران است جز آنانکه صبر کنند و ایمان ورزند»

اینچین صفحات روز و شب رقم خورد تا دیروزی نزدیکتر به امروز که با دیگر نزول والعصر بر صفحه ذهن و روح مادرانی بود که اشک گوشه چشم را با چادر سیاه خود در بدرقه عزیزشان پاک می کردند و خود قرآن بر سر آنها می گرفتند و فردایی که روی دستها می آوردندشان آن وجود بی غسل و کفن را به تماشا می نشستند ، بار دیگر آسمان خواند «قسم به زمان انسان در خسران است جز آنانکه صبر کنند و ایمان ورزند»

... دیروز هم گذشت و این تذکره هم در این زمان کم کم جای خود را به نجواهای دیگر بر گوش داد ، می رفت گرد زمانه بر آن نشیند.

آن روز گپی خودمانی با مادری که 19 سال در انتظار عزیز جوانش بود رفته بودیم در آخرین صحبتها از ما تقاضا کرد که بخواند والعصر را و ماجرای تمام آنان که صبورند و با ایمان .


                   ترانه ی والعصر

ای عاقلان نظر کنید

رنگ از رخم پریده

ای عاشقان نیمه نگاه

بر این دل رمیده

دیگر نمانده یاوری

در این سرای بی کسی

من گشته ام تنها ترین

در گوشه دلواپسی

دیگر از آن دشت و چمن

آن لاله ام نیامد

از ساقه شکسته اش

دیگر خبر نیامد

آری که این بهار من

رنگ خزان گرفته

در این گوشه ی این خاطرات

شادی عزا گرفته

اما بخوان باز هم تو ای

کلامِ من ترانه ی والعصر را

ای گوش بسپار به یاد

اعجاز این والعصر را .

عمری است

که خیال او کشید

بار نفس ، به این زمان

تو خود دعا کن

تا روزگار

شبی به خیال او گذر کند

آری

به کوچه خلوتِ دردش

رهگذری عبور نکرد

ای کاش یک لحظه نسیمی

به برگ درخت خاطراتش

گذر کند

آروزی او که ،

حنجر روزگار

دمی به هوای غریبش

نفس کند

و از عابران یک رهگذر

به شکسته دلش گهگاه

اینچنین نظر کند

آنجا که

عقل و دل گرفته اند

هر دو مسکن

به خلوت چشم

آن چشم را بگو

چگونه بدردش ناله ها کند

در آن زمان که ترانه و نجوا

همه پژمرده اند به پیش چشم

او  خود بخواند

هر لحظه ترانه والعصر

تا درد خویش را

گوشه ای شفا کند .

"مرتضی احمد"

 
 
   

 

 
 

حکایت مردان خمینی (شهید محمدعلی دهقانی)

عکسهایی از مبارزات خانم  هدی کایا مبارز حجاب در غرب 

حضور بهائيت در انجمنهاي‌ ماسوني‌ و شبه‌ ماسوني‌

آخرالزمان و دجال

آنجا که باران به کمک بچه های بسیج آمد !

حکایت مردان خمینی (شهید محمدعلی دهقانی)

فیلمبرادری مجموعه  بچه های ساباط به پایان رسید.

اکران فیلم کوتاه هدیه آسمانی

پایان فیلمبرداری فیلم نیمه بلند شهید خدمتگزار

خاطرات ترک خورده (1)مجموعه خاطرات و دست نوشته های شهید حاج محمدحسین جعفری نسب آماده چاپ می باشد.

 

 
© کلیه حقوق متعلق به موسسه شهیدان اهل قلم می باشد. | Design : S.Mojtaba