امروز  

 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه :

آنچه در این مجال کوتاه می آید، نظراتی است که چند تن از بینندگان پس از دیدن این فیلم به آن رسیده اند و صرفاً از روی تکلیف بر خود وظیفه می دانند که به سازندگان این مجموعه برسانند (چرا که به نظرمی آید همة تولیدکنندگان فرهنگی باید بر این امر مراقبه داشته باشند که نسبت به خط به خط و بسا کلمه به کلمه نوشته هایشان و میلیمتر میلیمتر نگاتیو های فیلم شان و لغت به لغت خطابه هایشان و از جمله افرادی هستند که تقدیرات فرهنگی را رقم می زنند!

به نام خدای همه کسانی که در راه محکم ایستادند و در نیمه راه باز نگشتند !

الف) در زمانی که فیلم ها در لودگی مضمون و کلیشه های تکراری یک عده رفاه زدة بی درد از هم سبقت می گیرند ؛ دغدغه ساختن فیلم های این چنینی بالاتر از خود فیلم است در فیلم های سینمایی و ویدئو کلوپ ها که سخنی نیست فیلم هایی که جز سرقت عزیزترین سرمایه وجودی انسان یعنی عمر انسان هنری از آن برنمی آید . البته این فیلم ها از جهت این دزدی بسیار هنری هستند ! همیشه فکر می کنم کسانی که این فیلم ها را در سرتاسر دنیا می بینندچه تصوری از انقلاب اسلامی ما دارند! از آنها بگذریم فیلم های همین تلوزیون خودمان و سریالها، که به جهت مناسبت های مختلف چون محرم و دهه فجر ، دفاع مقدس و ... تولید می شود ! طوری نشان داده می شود که انگار ضد انقلاب ها، بار انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به دوش کشیده اند و حالا هم اینها این انقلاب را به پیش می برند! فیلم ها و سریالهایی با این کلیشه ها « جوان سوسول هنرمندی که در دانشکده هنر است (با موهای بلند و دوست دخترانی که البته مخاطب باید آنها را همکلاسی دقیق و روشنفکر بداند ) که برای ساخت یک فیلم برای پایان نامه اش با اردوی راهیان نور به مناطق جنگی می رود ... آنجا با دخترک محجبه ای آشنا می شود ... و در آخر فیلم روی میدان مین طوری با او صحبت می کند که ما باید با هم ازدواج کنیم ....

یا دختر یک ضدانقلاب دلش برای یک حزب اللهی خوش تیپ می سوزد و بیست قسمت سعی دارد او را از دست پدرش نجات دهد ... و در آخر آن دو به هم می رسند ... » و پسرکی با تیپ اجق وجق فرنگی پای دیگ نذری عاشق دختر محجبه ای می شود که خالصانه برای برآورده شدن حاجاتش دیگ نذری به هم می زند ....

بگذریم :

هدیه ای برای آسمان

هدیه ای برای آسمان از فیلم اگر هیچ چیز نداشت ولی این نکته را داشت که « دوران دفاع مقدس» بچه های روستای نصرآباد هم نقش داشتند و بچه ها همه خودشان را در غم عباسعلی شریک می دانند حتی دخترک یتیم روسری سبزئ [ البته این فیلم به تاریخ واقعه سال 1361 بوده و ربطی به جنبش سبط منافقین و بی دین های سال 88 نداشت و فقط یک اتفاق بود] او هم خودش را شریک می داند در غم و کار جهاد و شهادت مثل باباهای عباسعلی!

هدیه ای برای آسمان فیلمی بود در دل کویر ولی سرسبز تر از جنگلهای شمال و دریایی تر از همة خلیج ها حتی خلیج همیشه فارس

هدیه ای برای آسمان عیب هایی هم داشت :

1ـ روند فیلم نسبتاً کند است برای مخاطب موجب خستگی است و مخاطب شبکه دو، آنهم در یک پنج شنبه شبی شاید مجبور کند دست بر کنترل تلویزیون بزند و شبکه اش را عوض کند .

2ـ برخی صحبت کردن ها خشک است مثل صحبت های بریده مدبر آنهم مدیری که در سال 61 در روستایی مدیریت یک مدرسه ای دارد البته مدیری با تیپ 88 (آخر کت احمدی نژادی سال 1361 چه می کرد) اگر کارگردان فیلم از پسر خاله من که مدیر زحمتکش یکی از مدارس بامکان است مشورت می گرفت این تیپ را بهتر نشان می داد.

3ـ صحنه های غیرطبیعی در فیلم گهگاهی وجود داشت: الف) افتادن عباسعلی پسر شهید پس از شنیدن خبر ناگهانی پدرش خیلی غیرطبیعی است . ب) گاهی در صحنه ای صدای پاها شدید و محکم به گوش می رسد ولی صحبت کردن دو نفر به گوش نمی رسد باید زاویه دیدهای دوربین در این صحنه بهتر نشان داده می شد. ج) بچه ها وقتی از مدیر اجازه می گیرند دنبال کسی بروند که به شهر بروند خیلی معمولی و عادی دنبال این موضوع می روند . د) در صحنه نگاه کردن بچه ها به حاجی حسن (پدر شهید) در کنار آمبولانس خیلی کند و تصنعی ماجرا به پیش می رود . و( صورت بچه ها در عقب ماشین خیلی مصنوعی خاک مالی شده بود در حالیکه هیچ گردوغباری روی موهایشان نبود .

ی) خیلی بعید است یک پدر شهید با آن سنش در حالیکه جسد بچه اش را تازه دیده این طور با کریم و جواد سرو کله بزند ، جاداشت شخص چهارمی هم کنار حاج حسن می بود که با آنها صحبت می کرد.

4ـ یک بیننده کلاس اول راهنمایی که اتفاقاً فیلم را پسندیده بود! و دوبار هم دیده بود ! گفت صحنه زمین خوردن عباسعلی و زهرا خیلی تصنعی بود البته من اطلاع دارم که زهرا خواهر کارگردان است و خیلی سخت است یک نفر به خواهر کوچکش بگوید زمین بخور! واقعاً سخت است. من مانده ام چطور این هندی ها با روح لطیف شان می توانند این کار بکنند ! البته بنده از جیب خالی این کارگردان و تلاش ایشان برای پول ندادن به هر بازیگری که ممکن باشد خبر دارم! خدا عاقبت این خواهر کوچک کارگردان را ختم به خیر کند و این اولین و آخرین فیلمی باشد که بازی می کند!

5) دعوا کردن بچه ها مصنوعی است . کریم که نظرش عوض می شود که قلک را بشکند بدون هیچ زمینه ای نظرش عوض می شود جاداشت پس زمینه صحبت یکی از بچه ها در ذهنش می آمد و تصمیم می گرفت که قلک را بشکند.

6) فیلم از دقیقه 38 که (آتقی خوش رکاب ) وارد آن می شود؛ قصه اش روال نسبتاً تند ، داستان گونه و خوب می گیرد (که البته این از جنبه ی مثبت فیلم است) ؛ راستی انقلاب اسلامی ما آمده که انقلاب ایجاد کند .

جاداشت این فیلم هم برای این انقلاب معنوی در راننده ای که نوار ترانه و مبتذلش را فقط 3 بار گوش داده بود تأکید ظریفتری می کرد! چرا راننده با آنچنان اصراری بالاخره راضی می شود آنهم بدون هیچ مقدمه و مؤخره ای .

 جا داشت کریم و جواد در آخر به پاسخ آن راننده می گفت چه کسی وسط این بیابان شما را رها کرده ! ماجرای حاجی حسن و فرزند شهیدش را می گفتند و اتفاقاً آن فرزند شهید برای آن راننده روستای همسایه نصرآباد آشنا بود ! بگذریم اینها سلیقه ای است .

انقلاب اسلامی آمده تا انقلاب ایجاد کند و ما را دگرگون کند و برساند آنجایی که جانمان را چون فرزند حاج حسن برای اسلام بدهیم و یا از مال دنیا چون (آتقی خوش رکاب )فیلم هدیه ای برای آسمان بگذریم !

راستی فیلمی که تلنگر نزند که ما برای چه انقلاب کردیم . چرا عباسعلی ها باید رنج بی پدری بکشند در سنی که نوازش می خواهند و چرا زهرا دخترک فقیری که به جای نان شبش باشد فکر پول قلک رزمندگان باشد و مادرش هم همینطور!

ـ جواد و کریم با آن خستگی در دل کویر می فهمیدند که قلک عباسعلی که بابایش شهید شده فرق می کند با باقی قلک ها ، به راننده داش مشتی می گویند که آن قلک را نشکن ! نمی دانم آنها چرا فرق قلک یک بچه شهید را می توانند بگذارند ولی بعضی از آن سوسول های به ظاهر متمدن هنوز نمی دانند که نباید روح یک فرزند شهید را دانشگاه خرد کنند به خاطر آنکه آمده دانشگاه و جرمش سهمیه باشد!

ـ فیلم « هدیه ای برای آسمان » با هر عیبی که برایش شمرند هرچند هیچ از کار گردانش ندانند که با چه قرض و قوله ، فقط با دردمندی و تعهدش این فیلم را ساخته ! ـ فیلمی بود که می گفت انقلاب ما انقلاب مستضعفین و پابرهنگان بود!

هیئت عمار یاسر

 

 
 
 

 
 

همایش حجاب سخنرانان حجه الاسلام حسین زاده و سرکار خانم کایا از ترکیه)

نشریه روایت حجاب

سومین جلسه از سلسله همایش چراغ راه

ثبت دامین جدید  Msha .ir

فیلمبرادری مجموعه  بچه های ساباط به پایان رسید.

اکران فیلم کوتاه هدیه آسمانی

پایان فیلمبرداری فیلم نیمه بلند شهید خدمتگزار

خاطرات ترک خورده (1)مجموعه خاطرات و دست نوشته های شهید حاج محمدحسین جعفری نسب آماده چاپ می باشد

 

 
© کلیه حقوق متعلق به موسسه شهیدان اهل قلم می باشد. | Design : S.Mojtaba