ده نمکی حتی در اخراجی های ۳ هم کارکتر «حاجی گرینف» را رها نمی کند. حاجی گرینف نماد همه ی آدم هایی است که برای تمامی کارهای شان چرتکه می اندازند و محاسبه ی سود و زیان صرفا دنیوی را می کنند. انسان هایی که ظاهر الصلاح و فاسد الباطن ند. از نظر ده نمکی خطر این افراد حتی بیشتر از ضد انقلاب ها است… یک. فیلم اخراجی های ۳ را چند روز پیش دیدم. در سینما آفریقا. علی رغم انتظاری که داشتم و فکر می کردم که حالا دیگر ده نمکی بعد از چند بار پیراهن پاره کردن در حوزه ی ساخت فیلم، برای خودش کارگردانی شده است، ضعیف تر از دو فیلم قبلی ده نمکی بود. البته سوژه ی فیلم، سوژه ی بکری است و جا برای کار و حرف زدن زیاد دارد اما ده نمکی نتوانسته آن را خیلی خوب جمع و جور کند. به خصوص آن که می خواهد صبغه ی طنزآمیز بودن فیلم را که خصیصه دو فیلم قبلی او هست را هم نگاه دارد. و این باعث شده یک سوژه ی مهم سیاسی- اجتماعی زیر چتر لودگی های گاها بی مورد بازیگران، شهید شود.
قسمت عمده ای از فیلم هم اختصاص پیدا کرده به پخش موسیقی های پاپ و رپ و جلف، و نشان دادن چهره های سرخاب، سفیدآب. صحنه هایی که اگر در فیلم یکی از کارگردانان منورالفکر به نمایش در می آمد فریاد «وا اسلاما»ی خیلی ها و از جمله خود ده نمکی بالا می رفت.
سکانس ها و پلان های مختلف فیلم نیز به درستی با هم پیوند ندارند و گاهی پریدن از یک پلان به پلان دیگر به وضوح نمایان است و حسابی توی ذوق می زند.
دو. با همه ی اینها دغدغه های ده نمکی دوست داشتنی است. حتی اگر نتواند آن ها را به خوبی در قاب دوربین به تصویر بکشد. و اصلا سختی و مشکلات ساخت یک فیلم خوب و انقلابی که می خواهد حرف های جدی هم برای گفتن داشته باشد در همین است. ساخت فیلم انقلابی نیز مانند نوشتن رمان انقلابی هنوز دست نخورده و بکر است. باید آن قدر امثال ده نمکی ها و رضا امیرخانی ها بسازند و بنویسند تا مختصات این راه دشوار به خوبی مشخص شود.
ده نمکی دغدغه ی «عدالت» دارد و «اسلام ناب». این را می توان در طول تمام فعالیت های رسانه ای مکتوب و تصویری ده نمکی مشاهده کرد. از نشریه ی «شلمچه» و «جبهه»، تا مستند «فقر و فحشا» و «کدام استقلال، کدام پیروزی» و تا تریلوژی «اخراجی ها». خط سیر همه ی عملکرد او را می توان در همین مسیر عدالت پی گیری کرد.
سه. ده نمکی از طرفی یک تصویر رئال از قشر پابرهنه ها و پاپتی های جامعه که به تعبیر امام خمینی صاحبان اصلی انقلاب هستند در مقابل دوربین می آورد. آن گاه که در زمان جنگ و حوادث سرنوشت ساز همین افراد هستند که وارد میدان عمل شده و کشور و انقلاب را در برابر حوادث و بحران های داخلی و خارجی محافظت می کنند. و آن گاه که برخی از همین جماعت به خاطر به دست آوردن لقمه ای نان، اسیر دست سیاسیون و صاحبان سرمایه می شوند. در اخراجی های ۳ وقتی از «بایرام لودر» (اکبر عبدی) سوال می شود که بالاخره تو طرفدار کدام کاندیدا هستی، جواب می دهد: «ما فراجناحی هستیم». و این فراجناحی یعنی هر طرف که بچربد. و زمانی که به او می گویند تو که می گویی «حاجی گرینف» صلاحیت ندارد پس چرا برایش تبلیغ می کنی، پاسخ می دهد: «برا نون».
و از طرف دیگر ده نمکی مانند همیشه به جریانات سیاسی چپ و راست که تنها به فکر بازی های سیاسی خود هستند و مردم را تنها ابزاری می دانند در جهت تحقق منافع و اهداف خود نیز نقب می زند. در اخراجی های ۳ می بینیم حتی موقعی که آن جانباز شیمیایی در حال شهید شدن است این دو جناح سیاسی سرگرم بازی های انتخاباتی و بهره برداری های سیاسی خود هستند. به همین علت می بینیم که نمادها و رنگ های استفاده شده در اخراجی های ۳ همان رنگ های به کار برده شده در مستند کدام استقلال، کدام پیروزی است. در اینجا نیز دو کاندیدا که نماد دو جناح سیاسی کشور هستند از رنگ آبی و قرمز استفاده می کنند. این دو جناح، «شوالیه های سیاسی» موجود در کشورند. اگر چه در این میان سید جواد هاشمی نیز به عنوان کاندیدای بچه حزب اللهی ها و طرفدار پابرهنگان نشان داده می شود. و اینجا است که شعار مردم یعنی همان پابرهنه ها می شود: «نه قرمز، نه آبی، فقط سید انقلابی». از نظر ده نمکی، سید انقلابی نماد واقعی «یار دبستانی» است. نماد کسی که برای «همرنگی» آمده است نه برای اضافه کردن رنگ ها.
چهار. در اخراجی های ۳، ده نمکی حتی از نسل بر و بچه های جنگ هم انتقاد می کند. که آن ها چرا فرهنگ ایثار و شهادت را به نسل بعدی انتقال ندادند. چرا نگفتند که در انقلاب و در دفاع مقدس چه اتفاقاتی افتاد و چه کسانی «رشادت» به خرج دادند و و چه کسانی «خیانت». «ایران»، دختر آن سردار شیمایی، نماد همه ی جوان های نسل سومی است که با «بحران هویت» روبرو هستند. جوان هایی که در زمان انقلاب و جنگ نبودند و حال در مقابل حوادث دو دهه ی اول انقلاب تصویر روشنی ندارند. لذا خیلی زود فریب می خورند و بازیچه ی دست سیاسیون می شوند. فرهنگ جبهه که همان مثلث «کار، ایثار، شهادت» است می بایست برای جلوگیری از بحران هویت نسل های بعد، توسط نسل جنگ منتقل می شد. این مساله وظیفه ی اساسی بر و بچه های جنگ بود که متاسفانه خیلی خوب انجامش ندادند. که اگر این امر اتفاق می افتاد بسیاری از مشکلات حاضر را در جامعه شاهد نبودیم.
پنج. اخراجی های ۳ نقد «رسانه ی ملی» را هم فراموش نمی کند. دهکردی به عنوان مجری صدا و سیما گویا نماد اخبار ۲۰:۳۰ در این فیلم است. که همه اش دنبال جنجال است و کاری به مسائل مبنایی و ریشه ای ندارد. تلویزیون دنبال مخاطب می گردد و بنابراین از نقد کردن به شدت فراری است. از همین روی به ساخت برنامه های کلیشه ای بی محتوا روی می آورد.
شش. ده نمکی حتی در اخراجی های ۳ هم کارکتر «حاجی گرینف» را رها نمی کند. حاجی گرینف نماد همه ی آدم هایی است که برای تمامی کارهای شان چرتکه می اندازند و محاسبه ی سود و زیان صرفا دنیوی را می کنند. انسان هایی که ظاهر الصلاح و فاسد الباطن ند. از نظر ده نمکی خطر این افراد حتی بیشتر از ضد انقلاب ها است. به خاطر همین وقتی دختر آن سردار شیمیایی که طرفدار حاجی گرینف است به پدرش که مخالف گرینف است می گوید شما طوری حرف می زنید که انگار حاجی گرینف یک لیبرال ضد انقلاب است، پدر تلویحا اشاره می کند که خطر او حتی از یک لیبرال ضد انقلاب هم بیشتر است. و البته راست می گوید. خطر «نفاق» همیشه بیش از «کفر» است. و به همین علت در آیات قرآن نیز می بینیم که آیات مربوط به منافقین بیش از کافرین است. که منافق در لفافه و غیر مستقیم به اسلام ضربه می زند اما کفر کافر مشخص است و عریان. و همیشه مواجهه ی با دشمن پنهان سخت تر از جنگ با دشمن آشکار است.
هفت. به باور ده نمکی واژه ی «مصلحت» از آن دست واژه هایی است که راه را برای جریان نفاق و سیاسیون عافیت طلب باز کرده است. آنها که در زمان جنگ، کنج عافیت طلبی اختیار کردند حال بعد از جنگ به ائتلاف با جریان نفاق رفته اند. از همین جا است که پسر میرزا که نماد یک بچه مذهبی عافیت طلب است و حاضر نبود در زمان جنگ به جبهه برود و از خودش هزینه کند، حال در زمان انتخابات به عنوان مشاور حاجی گرینف نقش بازی می کند.
«مصلحت نظام» که قرار بود بالاتر از هر موضوع دیگری باشد در فرایند بازی سیاسی سیاسیون تبدیل شد به «مصلحت مسئولین» و «مصلحت آقازاده ها». قرار بود همه ی مصلحت ها فدای مصلحت نظام شوند اما این امر بر عکس شد. و همین مسأله باعث «مصونیت» سیاسیون مصلحت اندیش و عافیت طلب شد. در جایی از فیلم هم به این موضوع اشاره می شود که روشنگری نباید کرد چرا که باعث تشویش اذهان عمومی و تخریب چهره های سیاسی می شود.
هشت. در نهایت این که ده نمکی همه ی حرف فیلم اخراجی های ۳ را شاید در همان ابتدای فیلم بیان می کند. همه ی حرف فیلم اخراجی های ۳ در آن یک جمله ابتدایی فیلم که از زبان «شهید رجب بیگی» گفته شده است نهان است. این که «بعضی ها باید شهید بشوند تا آینده بماند و بعضی ها باید بمانند تا آینده شهید نشود.»
ارسال ديدگاه